تبلیغات
برادری‌ داشتم‌ كه‌...مجموعه‌ از چشم‌ انداز امام‌ علی‌(ع)

چشم خدا

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج

 


تحلیل وبررسی پدیده مجرمانه اعتیاد

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

http://missaghh.mihanblog.com     تحلیل وبررسی پدیده مجرمانه اعتیاد



مسابقه‌ در اخلاقیات‌/منابع ومآخذ/پی نوشتها

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

مسابقه‌ در اخلاقیات‌

 

حضرت‌ علاوه‌ بر اینكه‌ بر ملتزم‌ شدن‌ و آراسته‌ گشتن‌ به‌ این‌ اخلاقیّات‌تأكید می‌كند، بر رقابت‌ و مسابقه‌ در این‌ عرصه‌ نیز توجه‌ دارد و فقط‌ متخلّق‌شدن‌ را كافی‌ نمی‌داند، بلكه‌ وارد یك‌ مسابقه‌ نفس‌ گیر شدن‌ و تلاش‌ برای‌ جلوافتادن‌ از همراهان‌ را نیز ضروری‌ می‌داند. كلمة‌ «و تنافسوا فیها» دقیقاً به‌معنی‌ رقابت‌ و مسابقه‌ است‌ كه‌ افراد به‌قدری‌ تلاش‌ و كوشش‌ نمایند كه‌ ازهمدیگر جلو افتاده‌ و گوی‌ سبقت‌ را بربایند. 

شاید راز تأكید حضرت‌ بر التزام‌ و سپس‌ مسابقه‌ این‌ باشد كه‌ عموم‌ مردم‌در امور زندگی‌ دنیوی‌ رقابت‌ جدی‌ دارند و شبانه‌ روز خود را دراندیشة‌جلوافتادن‌ از دیگران‌ و برتری‌ در عرصه‌های‌ گوناگون‌ سپری‌ می‌كنند. اما درامور اخروی‌ به‌ حداقل‌ها قناعت‌ می‌كنند و به‌ كم‌ترین‌ مراتب‌ راضی‌ می‌شوند،در حالی‌ كه‌ مسابقه‌ و رقابت‌ در امور معنوی‌ و جاویدان‌ از ارزش‌ و اهمیت‌برخوردار است‌ نه‌ در مسائل‌ زورگذر دنیوی‌، در قرآن‌ نیز مسابقه‌ و رقابت‌ درنعمتهای‌ معنوی‌ و بهشتی‌ مطرح‌ و بر آن‌ تأكید شده‌ است‌: 

و در این‌ (نعمت‌های‌ بهشتی‌) رقابت‌ كنندگان‌ باید بر یكدیگر پیشی‌ بگیرند.(116)

 به‌دست‌ آوردن‌ اندك‌ بهتر از ترك‌ همه‌ است‌

حضرت‌ در خاتمه‌ می‌فرمایند: اگر تحصیل‌ این‌ همه‌ را در توان‌ خودنمی‌بینید، دست‌ یافتن‌ به‌ اندك‌ بهتر از رها كردن‌ همه‌ است‌. 

آن‌ها كه‌ می‌گویند یا همه‌ و یا هیچ‌، در دنیایی‌ كه‌ قانون‌ تدریج‌ در آن‌حكمفرماست‌، نتیجه‌ای‌ جز ركود و سكون‌ و در نهایت‌ توقف‌ و سقوط‌ به‌دست‌ نخواهند آورد. یك‌ قدم‌ نیز به‌ اندازة‌ همین‌ یك‌ قدم‌ ما را به‌ مقصدنزدیك‌ می‌سازد و كوچكی‌ یك‌ قدم‌ دلیل‌ موجهی‌ برای‌ برنداشتن‌ آن‌ نیست‌،بلكه‌ با توجه‌ به‌ اهمیت‌ مقصد حتی‌ اگر یك‌ قدم‌ نیز به‌ آن‌ نزدیك‌ شویم‌ امیداست‌ برای‌ برداشتن‌ قدمهای‌ بعدی‌ اشتیاق‌ و رغبت‌ بیش‌تری‌ ایجاد شود، غالب‌كسانی‌ كه‌ به‌ نقطه‌ صد رسیده‌اند قدم‌ به‌ قدم‌ حركت‌ كرده‌ و نزدیك‌تر شده‌اند وبه‌ تدریج‌ به‌ آن‌ نقطه‌ رسیده‌اند. 

گرچه‌ راه‌بسیار طولانی‌ است‌ و قدم‌های‌ زیادی‌ برای‌ طی‌ آن‌ لازم‌ است‌، اماآنچه‌ كه‌ این‌ راه‌ سخت‌ و طولانی‌ را آسان‌ می‌كند این‌ است‌ كه‌ از ما در هرلحظه‌ یك‌ قدم‌ بیش‌تر نخواسته‌اند و بنا نیست‌ كه‌ همة‌ قدم‌ها را یكجا و یك‌ شبه‌برداریم‌.

 خداوند هیچ‌ كس‌ را جز به‌ اندازة‌ تواناییش‌ تكلیف‌ نمی‌كند.(117) 

كتابنامه‌ 

* قرآن‌ كریم‌. 

* نهج‌البلاغه‌.

. ابن‌ ابی‌الحدید معتزلی‌، عبدالحمید: شرح‌ نهج‌البلاغه‌، ج‌ 19، كتابخانه‌ آیت‌اللهمرعشی‌، 1404 ق‌. 

. الدیلمی‌، ابومحمد الحسن‌ بن‌ابی‌ الحسن‌: الارشاد القلوب‌، مؤسسة‌ الاعلمی‌،الرابعه‌، بیروت‌، 1398 ق‌.

. تمیمی‌ آمدی‌، عبدالواحدبن‌ محمد: غرر الحكم‌، انتشارات‌ دفتر تبلیغات‌ قم‌، قم‌،1366 ش‌.

. حرّ عاملی‌، محمدبن‌ حسن‌: وسائل‌ الشیعه‌، ج‌ 2، 16 و 18 و مؤسسة‌ آل‌البیت‌،قم‌، 1409 ق‌.

. دیلمی‌، حسن‌ بن‌ ابی‌الحسن‌: اعلام‌ الدین‌، مؤسسة‌ آل‌البیت‌، قم‌، 1408.

. كلینی‌، ثقة‌الاسلام‌: اصول‌ كافی‌، ج‌ 2 و 3، دارالكتب‌ الاسلامیه‌، 1365ش‌.

. مجلسی‌، محمدباقر: بحارالانوار، ج‌ 45، مؤسسة‌الوفاء، بیروت‌، 1404


ادامه مطلب

شناخت‌ هواهای‌ نفسانی‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز


ادامه مطلب

صبر جمیل‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز


ادامه مطلب

پرهیز از قضاوت‌های‌ عجولانه‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

پرهیز از قضاوت‌های‌ عجولانه‌

 

ازنشانه‌های‌ بی‌تقوایی‌ و بی‌مبالاتی‌، قضاوت‌های‌ عجولانه‌ و سریعی‌ است‌كه‌ با مشاهدة‌ رفتار و یا شنیدن‌ خبری‌ بدون‌ توجه‌ به‌ صحت‌ وسقم‌ آن‌ وبدون‌درنظر گرفتن‌ ابعاد مختلف‌ مسأله‌ صورت‌ می‌گیرد و بلافاصله‌ حكم‌ به‌ فسق‌ وفساد فردی‌ داده‌ می‌شود، زیرا چه‌ بسا كارهای‌ به‌ ظاهر خلافی‌ كه‌ توجیه‌ صحیح‌و خداپسندانه‌ای‌ دارد، اما با قضاوت‌ عجولانه‌ و تحلیل‌های‌ بدون‌ پشتوانه‌حكم‌ منفی‌ در مورد آن‌ها صادر می‌شود، حقیقت‌ این‌ است‌ كه‌ ما همیشه‌ بین‌انتخاب‌ خوب‌ و بد مخیّر نیستیم‌ كه‌ آسان‌ترین‌ كارها این‌ نوع‌ انتخاب‌ است‌،بلكه‌ انتخابهای‌ سخت‌تری‌ نیز وجود دارد و آن‌ انتخاب‌ بین‌ بد و بدتر وانتخاب‌ بین‌ فاسد و فاسدتر است‌ كه‌ ناچاریم‌ یكی‌ را انتخاب‌ كنیم‌ و محك‌ ومیزان‌ برای‌ سنجش‌ عقل‌ وخرد افراد چنین‌ مواقعی‌ است‌. و به‌ همین‌ دلیل‌ درروایات‌ اهل‌بیت‌: بسیار سخن‌ از حمل‌ بر صحّت‌ آمده‌ است‌، یعنی‌ تا جایی‌كه‌ امكان‌ دارد كلام‌ و رفتار به‌ ظاهر خلاف‌ مؤمنین‌ را به‌ طور صحیح‌ توجیه‌ واز گمانهای‌ بد و توجیهات‌ باطل‌ و گناه‌آلود اجتناب‌ نماییم‌.

 امیرالمؤمنین‌(ع) در حدیثی‌ می‌فرمایند: 

كار برادر دینی‌ خود را به‌ بهترین‌ وجه‌ آن‌ حمل‌ كن‌ مگر زمانی‌ كه‌ بارفتار خود راه‌ توجیه‌ را بر تو ببندد، و در مورد سخنی‌كه‌از برادردینی‌خود می‌شنوی‌ گمان‌بد مبر درصورتی‌ كه‌ برای‌ آن‌ سخن‌ محمل‌خوب‌ و شایسته‌ای‌ می‌یابی‌.(78)

 فرصتی‌ برای‌ خلافكار

 انصاف‌ حكم‌ می‌كند اگر فردی‌ مرتكب‌ خطا و گرفتار خلافی‌ شد كه‌ ارائه‌تذكر به‌ او را ضرورت‌ تشخیص‌ دادیم‌، فرصتی‌ در اختیار او بگذاریم‌ وحتی‌الامكان‌ قبل‌ از بیان‌ انتقادها و نظرات‌ خود زمینه‌ را برای‌ توضیحات‌احتمالی‌ او مهیّا نماییم‌، تا اگر عذر موجهی‌ داشت‌ بشنویم‌ و به‌ تناسب‌ آن‌ها بااو برخورد نماییم‌. بدیهی‌ است‌ این‌ فرصت‌ دادن‌ها مانع‌ از پشیمانی‌ وندامت‌های‌ بعدی‌ شده‌ و میزان‌ برخورد با خلافكار را مشخص‌ می‌نماید و ما رااز افراط‌ و تفریط‌ دور می‌سازد.

 

 


ادامه مطلب

شهادت‌ در دادگاه‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

شهادت‌ در دادگاه‌

همان‌ گونه‌ كه‌ حفظ‌ حرمت‌ و شخصیت‌ انسان‌ها مورد اهتمام‌ ائمة‌ دین‌ است‌و تأكیدهای‌ زیادی‌ در این‌ زمینه‌ مشاهده‌ می‌شود، اجراء حدود الهی‌ و پیاده‌كردن‌ احكام‌ قضایی‌ اسلام‌ نیز مورد اهتمام‌ جدی‌ می‌باشد و مؤمنین‌ وظیفه‌دارند برای‌ فراهم‌ كردن‌ زمینة‌ اجرای‌ حدود الهی‌ در دادگاه‌ حاضر شوند واطلاعات‌ خود را در اختیار قاضی‌ قرار دهند.

به‌ عبارت‌ دیگر، اسلام‌ برای‌ حفظ‌ سلامت‌ زندگی‌ اجتماعی‌ از یكسورازداری‌ و پرده‌ پوشی‌ و حفظ‌ اسرار و اسناد را واجب‌ و ضروری‌ می‌داند وغیبت‌ و افشاگری‌های‌ بیمورد را به‌ شدت‌ نكوهش‌ می‌كند، و از سوی‌ دیگراجرای‌ حدود و احكام‌ الهی‌ را واجب‌ و حضور در محكمه‌ و ادای‌ شهادت‌ رالازم‌ و فرض‌ معرفی‌ می‌كند. تأكید بر این‌ نكته‌ بدین‌ جهت‌ است‌ كه‌ گاهی‌افرادی‌ به‌ ظاهر مقدس‌ و متدین‌ گرفتار این‌ توهم‌ می‌شوند كه‌ برای‌ حفظ‌ دیانت‌و قداست‌ خود در امور مربوط‌ به‌ دیگران‌ هیچ‌ گونه‌ دخالتی‌ نداشته‌ و بر له‌ و یاعلیه‌ آنان‌ در هیچ‌جایی‌ حتی‌ اگر حقی‌ در حال‌ پایمال‌ شدن‌ باشد سخنی‌نگویند، و مع‌ الاسف‌ این‌ را عین‌ تقوا هم‌ می‌دانند، غافل‌ از آنكه‌ برترین‌ وجهة‌تقوا، اطاعت‌ اوامر الهی‌ و از جمله‌ اجرای‌ حدود و احكام‌ الهی‌ است‌ كه‌ ازبزرگترین‌ عبادت‌ها شمرده‌ شده‌ است‌. امیرالمؤمنین‌(ع) با نقل‌ یك‌ حدیث‌قدسی‌، از قول‌ خداوند متعال‌ تعطیل‌ شدن‌ حدود الهی‌ را عناد و دشمنی‌ با خدامعرفی‌ می‌كند:

زنی‌ به‌ محضر امیرالمؤمنین‌(ع) رسید و چهار بار اقرار به‌ زنا نمود.(بعد از آنكه‌ با چهار بار اعتراف‌ اجرای‌ حد بر وی‌ واجب‌ شد)،حضرت‌ سر به‌ آسمان‌ بلند كرد و به‌ خداوند عرضه‌ داشت‌: خدایا چهارشهادت‌ بر این‌ زن‌ ثابت‌ شد. (و اجرای‌ حد الهی‌ بر او واجب‌ گشت‌) وتو در تشریح‌ دین‌ خود به‌ پیامبر اكرم‌(ص) چنین‌ فرمودی‌: یا محمد،هر آنكس‌ كه‌ حدی‌ از حدود مرا به‌ تعطیلی‌ كشاند در مقام‌ عناد ودشمنی‌ با من‌ قرار گرفته‌ و راه‌ ضدیت‌ با مرا در پیش‌ گرفته‌ و طالب‌مخالفت‌ من‌ شده‌ است‌.(67)

پیامبر اكرم‌(ص) جاری‌ شدن‌ یك‌ حد در روی‌ زمین‌ را سودمندتر از چهل‌روز باران‌ میدانند:

ساعتی‌ از حكمرانی‌ پیشوای‌ عادل‌ از هفتاد سال‌ عبادت‌ برتر است‌ وحدّی‌ كه‌ برای‌ رضای‌ خداوند در زمین‌ جاری‌ گردد برتر از چهل‌ روز باران‌ می‌باشد.(68) 

امام‌ كاظم‌(ع) در تفسیر آیة‌ «یحیی‌ الارض‌ بعد موتها» (69) (خداوند زمین‌ رابعد از مردنش‌ احیاء می‌نماید) بیان‌ زیبایی‌ دارند: 

مراد از احیاء زمین‌ (فقط‌) احیای‌ آن‌ به‌وسیلة‌ باران‌ نیست‌، بلكه‌خداوند مردانی‌ را مبعوث‌ می‌نماید كه‌ زمین‌ را با عدل‌ و داد زنده‌می‌كنند و زمین‌ با برپایی‌ عدالت‌ زنده‌ و شاداب‌ می‌گردد. و بدون‌تردید جاری‌ شدن‌ یك‌ حدّ الهی‌ در زمین‌ سودمندتر و پر نفع‌تر است‌از باران‌ آرامی‌ كه‌ چهل‌ روز بر زمین‌ ببارد.(70)

 با توجه‌ به‌ این‌ روایات‌ و ده‌ها روایت‌ دیگر در این‌ زمینه‌ و با در نظر داشتن‌اینكه‌ گاهی‌ لازمة‌ اجرای‌ حدود شهادت‌ افراد مطلع‌ و آگاه‌ است‌، لزوم‌ ادای‌شهادت‌ در محكمه‌ و افشاگری‌ در اینگونه‌ مواقع‌ روشن‌ می‌گردد و لذا دركلمات‌ ائمه‌: خودداری‌ از ادای‌ شهادت‌ و كتمان‌ شهادت‌ گناه‌ بزرگی‌محسوب‌ شده‌ است‌. 

امیرالمؤمنین‌(ع) در تفسیر آیه‌: (شهود نباید به‌ هنگامی‌ كه‌ آن‌ها را برای‌شهادت‌ دعوت‌ می‌كنند، خودداری‌ نمایند)(71)

 می‌فرماید:

 آنان‌ كه‌ شاهد قضیّه‌ای‌ بودند، هنگامی‌ كه‌ برای‌ شهادت‌ دعوت‌ می‌شونداز اجابت‌ آن‌ خودداری‌ نكنند و شهادت‌ را ادا نمایند، اما در ادای‌شهادت‌ با خیرخواهی‌ و دل‌ سوزی‌ عمل‌ كنند و از سرزنش‌ها وملامت‌ها هراسی‌ نداشته‌ باشند و وظیفه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منكرخود را به‌ جای‌ آورند.(72)

 

 

 


ادامه مطلب

شیر میدان‌ مبارزه‌ و پیكار

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

شیر میدان‌ مبارزه‌ و پیكار 

حقیقت‌ و باطن‌ مردان‌ الهی‌ در هنگامه‌های‌ خطر آشكار می‌گردد، آنان‌ دردفاع‌ از حق‌، و احكام‌ نورانی‌ الهی‌ و ارزش‌های‌ والای‌ انسانی‌، سر از پانمی‌شناسد و لحظه‌ای‌ درنگ‌ روا نمی‌دارند و همانند شیر جنگل‌ با شجاعت‌تمام‌ در تمام‌ صحنه‌های‌ حساس‌ و سرنوشت‌ ساز حاضر و در مقابل‌ دشمنان‌بقدری‌ محكم‌ و باصلابت‌ و توانمند ظاهر می‌شوند كه‌ همچون‌ افعی‌ بیابان‌دشمن‌ را مبهوت‌ و وادار به‌ عقب‌ نشینی‌ می‌نمایند: «فَاءِن‌ْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْث‌ُغَاب‌ٍ وَ صِل‌ُّ وَادٍ» برای‌ توضیح‌ این‌ بخش‌ از كلام‌ حضرت‌ به‌ چند نكته‌ اشاره‌می‌كنیم‌  

1 . مؤمنین‌ برای‌ دفاع‌ از دین‌ و حدود الهی‌ از حساسیت‌ لازم‌ برخورداربوده‌ و برای‌ حفظ‌ كیان‌ اسلام‌ در صف‌ واحد و متحد همچون‌ سدّی‌ آهنین‌ دربرابر دشمنان‌ مقاومت‌ نموده‌ و با غیرت‌ تمام‌ به‌ پیكار آنان‌ می‌روند. خداونددر معرفی‌ اینان‌ می‌فرماید:

خداوند كسانی‌ را دوست‌ دارد كه‌ در راه‌ او صف‌ بستگان‌ پیكار می‌كنند.گویی‌ بنایی‌ آهنین‌اند.(53)

 2 . جهاد در راه‌ خدا و نصرت‌ دین‌ الهی‌ و مبارزه‌ با دشمنان‌ از اركان‌ مهم‌و ضروری‌ دین‌ بشمار می‌رود، و دفاع‌ از حریم‌ دین‌ و برپا داشتن‌ پرچم‌ آن‌بقدری‌ اهمیت‌ دارد كه‌ برترین‌ انسان‌ها جان‌ خود و تمام‌ هستی‌ خود را برای‌آن‌ فدا نمودند كه‌ نمونه‌ اعلای‌ آن‌ امام‌ حسین‌(ع) و اصحاب‌ باوفای‌ ایشان‌می‌باشند. 

3 . سر به‌ زیر بودن‌ و آهسته‌ رفتن‌ و آهسته‌ آمدن‌ و در هیچ‌ كاری‌ دخالت‌نكردن‌ و با همه‌ خوب‌ بودن‌ علامت‌ تقدس‌ و تقوا نیست‌، بلكه‌ نشانگر مرده‌بودن‌ و بی‌خاصیت‌ شدن‌ است‌. 

مؤمن‌ راحت‌ الحلقوم‌ نیست‌ كه‌ بتوان‌ او را به‌ آسانی‌ بلعید، بلكه‌ مؤمن‌ چون‌گل‌ خوشبو و زیبایی‌ است‌ كه‌ خارهای‌ تیزی‌ نیز در ساقة‌ آن‌ برای‌ متجاوزین‌وجود دارد و همچون‌ گوشت‌ استخوان‌داری‌ است‌ كه‌ گلوی‌ ظالم‌ را پاره‌ پاره‌می‌كند. 

لذا حضرت‌ در وصف‌ اهل‌ تقوا می‌فرماید: 

از نشانه‌های‌ اهل‌ تقوی‌ این‌ است‌ كه‌ می‌بینی‌ در دین‌ نیرومند و توانمند است‌.(54) 

علی‌(ع) در سفارش‌های‌ خود به‌ امام‌ حسن‌(ع) می‌فرماید: 

در راه‌ خدا جهاد كن‌، آنسان‌ كه‌ شایسته‌ چنین‌ مجاهدتی‌ است‌، و مباد كه‌در این‌ راه‌ از جوسازی‌ ملامت‌ گران‌ تأثیر پذیری‌، و برای‌ حق‌ هر جاكه‌ لازم‌ بود در امواج‌ خطر غوطه‌ ور شو، و به‌ هر دشواری‌ تن‌ ده‌،شناختت‌ از دین‌ را ژرف‌ و ژرف‌تر كن‌ و مقاومت‌ در برابر سختی‌ها وناملایمات‌ را خوی‌ خویشتن‌ ساز، كه‌ شكیبایی‌ و استقامت‌ در راه‌ حق‌خوی‌ زیبایی‌ است‌.(55) 

امیرالمؤمنین‌(ع) در توصیف‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا(ص) در پیكار با دشمن‌می‌فرماید: 

ما همراه‌ و همرزم‌ رسول‌ خدا(ص) بودیم‌، پدران‌ و فرزندان‌، برادران‌ وعموهای‌ خود را می‌كشتیم‌، و این‌ همه‌ بر ما نمی‌افزود جز تسلیم‌ وایمان‌ و پیش‌روی‌ در راستای‌ آن‌ و مقاومت‌ بر دردهای‌ فراوان‌ و تلاش‌روزافزون‌ در جهاد با دشمنان‌، بسا مردی‌ از ما و مردی‌ از دشمنان‌ مامردانه‌ پنجه‌ در پنجة‌ هم‌ می‌افكندند و همانند دو شتر نر به‌ هم‌می‌پیچیدند، تا در آن‌ پیكار مرگ‌ و زندگی‌ جام‌ مرگ‌ را به‌ دیگری‌بنوشاند، گاه‌ ما بودیم‌ كه‌ جام‌ مرگ‌ از دست‌ دشمن‌ می‌گرفتیم‌ و گاه‌دشمن‌ بود كه‌ جام‌ مرگ‌ از دست‌ ما می‌گرفت‌. پس‌ چون‌ خداوندصداقت‌ ما را دید پیروزی‌ و نصرت‌ را نصیب‌ ما و شكست‌ و زبونی‌ رابر دشمنان‌ مان‌ نصیب‌ كرد، تا آنكه‌ اسلام‌ ثبات‌ و استقرار یافت‌ و ازخوف‌ دشمنان‌ آرمید و در منزلگاه‌های‌ خود مأوا گزید.(56) 

4 . شخصیت‌ علی‌(ع) نمونه‌ اعلی‌ و مصداق‌ كامل‌ و روشن‌ از شیر بیشه‌ بود،شجاعت‌ در برابر دشمن‌، نهراسیدن‌ از خطرها و بلكه‌ استقبال‌ از آن‌ها، صلابت‌و قاطعیت‌ در برابر بدخواهان‌، مبارزة‌ بی‌ امان‌ با معاندین‌، چشاندن‌ تلخی‌عدالت‌ به‌ دوستان‌ همه‌ از ویژگی‌های‌ برجسته‌ حضرت‌ بود. شدت‌ عمل‌ ایشان‌و ملاحظه‌ نكردن‌ خویشان‌ و دوستان‌ و همگان‌ را در حق‌ یكسان‌ دانستن‌موجب‌ شده‌ بود بعضی‌ كم‌ ظرفیت‌ها بگویند: با علی‌ ماندن‌ ذلّت‌ و جدا شدن‌ ازاو كفر است‌.

 حضرت‌ در خطبه‌ای‌ كه‌ بعد از جنگ‌ خوارج‌ ایراد نمودند، فرمودند:

هنگامی‌ كه‌ در كار سستی‌ می‌نمودند و وامانده‌ بودند به‌ یاری‌ دین‌برخواستم‌ و آن‌ هنگام‌ كه‌ هر كس‌ سر در گریبان‌ خود فرو برده‌ بود، این‌من‌ بودم‌ كه‌ سربرافراشتم‌، و زمانی‌ كه‌ همگان‌ به‌ لكنت‌ افتاده‌ بودند لب‌به‌ سخن‌ گشودم‌، و در آن‌ هنگام‌ كه‌ همه‌ در راه‌ مانده‌ بودند من‌ بودم‌ كه‌در پرتو هدایت‌ نور الهی‌ راه‌ خویش‌ پی‌ گرفتم‌. در مقام‌ حرف‌ و شعارادعایم‌ از همه‌ كم‌تر بود اما در عمل‌ بر همگان‌ پیشی‌ جسته‌ و برتر وپیشتاز بودم‌، زمام‌ كارها به‌ دست‌ گرفته‌ و به‌ اوج‌ها پر گشودم‌ و گوی‌سبقت‌ از دیگران‌ ربودم‌، و چونان‌ كوهی‌ استوار و عظیم‌ طوفان‌های‌هولناك‌ و تندبادهای‌ شكننده‌ را تاب‌ آوردم‌ و ایستادم‌.   

در سراسر كارنامه‌ام‌ نقطه‌ سیاهی‌ نیست‌ تا عیب‌ جویی‌ با چشم‌ و ابروامكان‌ اشاره‌ بیابد، یا هرزه‌ گویی‌ به‌ كنایه‌ سخن‌ گوید، خوارترین‌ افرادستمدیدة‌ جامعه‌ در نزد من‌ عزیز و ارجمند است‌ تا حق‌ او را بازگردانم‌و نیرومندترینها در نزد من‌ ناتوانند تا حق‌ را از آنان‌ بازستانم‌.(57)

 حضرت‌ در نامة‌ عتاب‌ آمیزی‌ به‌ زیاد بن‌ ابیه‌ ایشان‌ را به‌شدّت‌ تهدیدمی‌نمایند و می‌نویسند:

 به‌ خدا سوگند می‌خورم‌ سوگندی‌ مؤكد و راست‌، كه‌ اگر به‌ من‌ گزارش‌رسد كه‌ در ثروت‌ عمومی‌ مسلمانان‌ از تو خیانتی‌ اندك‌ یا بسیار سرزده‌باشد چنان‌ بر تو سخت‌ می‌گیرم‌ كه‌ كم‌ ارج‌ و كم‌ مایه‌ شوی‌ و بار هزینة‌زندگی‌ بر دوشت‌ سنگینی‌ كند و حقیر و خوار گردی‌.(58)

رازدار متین‌

 «لا یدلی‌ بحجة‌ حتّی‌ یأتی‌ قاضیاً»؛      

حجّت‌ و برهان‌ خویش‌ را جز در نزد قاضی‌طرح‌ نمی‌كرد.

 امیرالمؤمنین‌(ع) در این‌ فراز به‌ دو ویژگی‌ از برادر ایمانی‌ خود اشاره‌می‌كنند كه‌ بسیار قابل‌ تأمل‌ و دقت‌ است‌. 

ویژگی‌ اول‌ رازداری‌ و حفظ‌ اسرار مردم‌ است‌، كه‌ در مواقع‌ غیر ضروری‌اسناد و مدارك‌ را افشا نمی‌كند و بیهوده‌ راز مردم‌ را فاش‌ نمی‌سازد و خود رامشغول‌ چنین‌ كار لغو بی‌فایده‌ و بلكه‌ خطرناك‌ نمی‌كند و بالاخره‌ حریم‌ خودرا از هر گونه‌ غیبتی‌ پاك‌ نگه‌ می‌دارد. ویژگی‌ دوم‌ احساس‌ مسؤولیت‌ برای‌اجرای‌ حدود الهی‌ و پیاده‌ شدن‌ دستورات‌ قضایی‌ اسلام‌ است‌ كه‌ در مواقع‌لازم‌ با حضور در دادگاه‌ و ادای‌ شهادت‌ و ارائة‌ اسناد و مدارك‌، قاضی‌ را درانجام‌ وظایف‌ خطیرش‌ یاری‌ می‌نمایدو شانه‌ خود را از زیر بار ادای‌ شهادت‌خالی‌ نمی‌كند.

 چند نكته‌ به‌ عنوان‌ پیام‌ از این‌ بخش‌ از كلام‌ حضرت‌ به‌دست‌ می‌آید، از جمله‌:

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

پاسخ‌ به‌ عطش‌ پرسشگران‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

پاسخ‌ به‌ عطش‌ پرسشگران‌

 

سؤال‌ كلید دستیابی‌ به‌ معارف‌ ناب‌ و گوهرهای‌ متعالی‌ حكمت‌ است‌، وهرگاه‌ بر اثر تربیت‌ و رشد، سؤالات‌ عمیق‌ و پردامنه‌ و دقیق‌ گردد، تنهاانسان‌های‌ وارسته‌ و اوج‌ گرفته‌ می‌توانند از عهدة‌ پاسخگویی‌ صحیح‌ برآیند،و با آب‌ زلال‌ علم‌ و معرفت‌، این‌ عطش‌ را بر طرف‌ سازند.

 در جامعه‌ای‌ كه‌ چشمة‌ پرسشها خشكیده‌ شود مزرعة‌ علم‌ و دانش‌ نیزپژمرده‌ خواهد شد و غنچه‌های‌ باغ‌ اندیشه‌ هیچگاه‌ تبدیل‌ به‌ گل‌ نخواهد گشت‌.و در محیطی‌ كه‌ پرسشگری‌ باشد، اما عالمان‌ وارسته‌ و حقیقت‌ شناس‌ در مسندپاسخگویی‌ نباشند، بازار سراب‌ها رونق‌ خواهد گرفت‌ و به‌ جای‌ حقیقت‌ فقط‌تصاویری‌ ناقص‌ و كدر و حتی‌ گمراه‌ كننده‌ از حقیقت‌ ارائه‌ خواهد شد. 

اما هرگاه‌ روح‌ پرسشگری‌ تقویت‌ و انسان‌های‌ تشنة‌ معرفت‌ به‌طور فعال‌ درپی‌ پاسخهای‌ قانع‌ كننده‌ و راهگشا باشند و عالمان‌ مسؤولیت‌ شناس‌ و متعهد نیزدر میدان‌ پاسخگویی‌ حضور داشته‌ باشند، چشمه‌های‌ حكمت‌ بر زبان‌ عالمان‌جاری‌ و دل‌های‌ آمادة‌ حقیقت‌ طلبان‌ را سیراب‌ خواهند نمود.

نكته‌ قابل‌ توجه‌ این‌ است‌ كه‌ دل‌های‌ تشنة‌ حقیقت‌ با دست‌ هر مدعی‌ علم‌ ومعرفتی‌ سیراب‌ نمی‌گردند، و مردان‌ این‌ میدان‌ عالمان‌ اهل‌ مراقبه‌ای‌ هستند كه‌در عرصة‌ جهاد اكبر به‌ موفقیت‌هایی‌ نائل‌ آمده‌ و كنترل‌ نفس‌ خود را به‌ دست‌آورده‌ و راهی‌ به‌ سوی‌ حقیقت‌ یافته‌اند. لذا امیرالمؤمنین‌(ع) بعد از آنكه‌ براهل‌ مراقبه‌ بودن‌ برادر ایمانی‌ خود تأكید می‌كند، ویژگی‌ پاسخگو بودن‌ وی‌ وسیراب‌ شدن‌ تشنگان‌ به‌ دست‌ او را بیان‌ می‌كند كه‌ «فان‌ قال‌ بذالقائلین‌ و نقع‌غلیل‌ السّائلین‌».

 

 

 


ادامه مطلب

بیان‌ و كلام‌ نعمت‌ خدا

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز


ادامه مطلب

لذت‌ اولیای‌ الهی‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

لذت‌ اولیای‌ الهی‌

 مؤمنین‌ بیش‌ از آنكه‌ از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها لذت‌ ببرند از سیر كردن‌گرسنگان‌ لذت‌ می‌برند. اولیای‌ الهی‌ كه‌ حلاوت‌ محبت‌ الهی‌ را چشیده‌اند،حاضر نمی‌شوند كه‌ به‌ لذایذ شكم‌ رو بیاورند:

 خدایا كسی‌ كه‌ شیرینی‌ محبت‌ تو را چشیده‌ است‌ چگونه‌ می‌تواند ازتو رویگردان‌ شود و به‌ سراغ‌ دیگری‌ برود؟(29)

 لذت‌ اولیای‌ الهی‌ در صفا دادن‌ سفره‌های‌ بی‌ رنگ‌ مستمندان‌ است‌، آن‌هااز گرسنگی‌ خود و سیری‌ مستمندان‌ بهره‌ها می‌برند و راه‌ها طی‌ می‌كنند وتوشه‌ها برمی‌دارند:

 (اهل‌ بیت‌:) غذای‌ خود را با اینكه‌ به‌ آن‌ علاقه‌ و نیاز دارند به‌مسكین‌ و یتیم‌ و اسیر می‌بخشند، و می‌گویند: ما شما را برای‌ رضای‌خدا اطعام‌ می‌كنیم‌ و انتظار هیچ‌ پاداش‌ و تشكری‌ از شما نداریم‌.(30)

 حقیقتاً كسانی‌ كه‌ از گرسنگی‌ همنوعان‌ خود رنجش‌ خاطری‌ پیدا نمی‌كنندو آزرده‌ دل‌ نمی‌شوند هنوز در بعد انسانی‌ بالغ‌ نشده‌اند.

 اجتناب‌ از لقمه‌های‌ حرام‌

 مراقبت‌ شكم‌ از لقمه‌های‌ حرام‌ اولین‌ قدم‌ در تهذیب‌ نفس‌ می‌باشد و درمراحل‌ بعدی‌ نوبت‌ به‌ كم‌ خوری‌ و اجتناب‌ از شكم‌ پروری‌ و لذت‌ گرایی‌می‌رسد. در حقیقت‌ لقمه‌های‌ حرام‌ قطعات‌ آتشی‌ هستند كه‌ اعمال‌ خیر وصالح‌ افراد را به‌ خاكستر مبدّل‌ می‌كنند و درون‌ افراد را آلوده‌ می‌نمایند، و به‌همین‌ دلیل‌ سفارش‌ اكید بر پرهیز از غذاهای‌ حرام‌ شده‌ است‌.

 حضرت‌ علی‌(ع) در ضمن‌ مواعظ‌ خود می‌فرماید:

 لقمه‌های‌ حرام‌ را به‌ شكم‌های‌ خود داخل‌ مكنید، زیرا كه‌ در معرض‌نگاه‌ همان‌ مقامی‌ است‌ كه‌ گناه‌ را بر شما حرام‌ كرده‌ و راه‌ اطاعت‌ رابرایتان‌ هموار ساخته‌ است‌.(31)

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

3 . ویژگی‌های‌ اهل‌ دنیا

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

3 . ویژگی‌های‌ اهل‌ دنیا

 دنیایی‌ كه‌ در قرآن‌ و احادیث‌ معصومین‌: مورد مذمت‌ واقع‌ شده‌ است‌،اصطلاح‌ خاصّی‌ است‌ كه‌ باید تفسیر روشن‌ آن‌ را در كلام‌ خود آن‌ بزرگواران‌جستجو نمود. از جملة‌ مواردی‌ كه‌ مقصود آن‌ها از دنیای‌ مذموم‌ معلوم‌می‌شود، مباحثی‌ است‌ كه‌ ویژگی‌های‌ اهل‌ دنیا را تبیین‌ نموده‌اند.

 در حدیث‌ معراج‌ كه‌ از احادیث‌ بسیار مهم‌ و سرشار از معارف‌ بلند عرفانی‌است‌، امیرالمؤمنین‌(ع) مكالمات‌ رسول‌ خدا(ص) را در شب‌ معراج‌ با خداوندمتعال‌ نقل‌ می‌كند، در آن‌ حدیث‌ اهل‌ دنیا اینگونه‌ معرفی‌ شده‌اند: 

اهل‌ دنیا كسانی‌ هستند كه‌ :          

1 ـ زیاد می‌خورند. 

2 ـ زیاد می‌خندند. 

3 ـ زیاد می‌خوابند.

4 ـ زیاد خشمگین‌ می‌شوند.

5 ـ كم‌تر راضی‌ می‌شوند.    

6 ـ از كسانی‌كه‌ نسبت‌ به‌ آن‌ها اسائه‌ ادب‌ كرده‌اند عذرخواهی‌ نمی‌كنند.

7 ـ اگر كسی‌ از آن‌ها عذرخواهی‌ نمود عذر او را نمی‌پذیرند.          

8 ـ هنگام‌ اطاعـت‌ كسل‌ و بی‌نشاط‌ هستند.    

9 ـ هنگام‌ معصیت‌ شجاع‌ و جسورند.  

10 ـ آرزوهای‌ دور و دراز دارند درحالی‌كه‌ مدت‌ عمر آن‌ها كوتاه‌ واجل‌ آن‌ها نزدیك‌ است‌.  

11 ـ محاسبة‌ نفس‌ ندارند.   

12 ـ كم‌تر فكر می‌كنند.       

13 ـ زیاد سخن‌ می‌گویند.    

14 ـ كم‌تر می‌ترسند.         

15 ـ هنگام‌ غذا بیش‌ از حد شادمان‌ می‌شوند.  

16 ـ در نعمت‌ها اهل‌ شكر نیستند.    

17 ـ در بلاها صبر نمی‌كنند. 

18 ـ خوبی‌های‌ زیاد مردم‌ را با دیدة‌ حقارت‌ می‌نگرند.       

19 ـ حتی‌ نسبت‌ به‌ كارهایی‌ كه‌ انجام‌ نداده‌اند خود را می‌ستایند.  

20 ـ آنچه‌ را كه‌ ندارند ادعا می‌كنند.   

21 ـ هر چه‌ دلشان‌ بخواهد می‌گویند. 

22 ـ دائم‌ از بدی‌های‌ مردم‌ سخن‌ می‌گویند.      

23 ـ اما خوبی‌های‌ آنان‌ را مخفی‌ می‌دارند.(26)       

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

دنیا در نهج‌ البلاغه‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز


ادامه مطلب

ملاك‌ دوستی‌ها

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز


ادامه مطلب

برادر ایمانی‌

 

نوشته شده توسط:محمد مهرافروز

 «كَان‌َ لِی‌ فِیَما مَضَی‌ اَخ‌ٌ فِی‌ اللَّه‌ِ»؛(15)  

پیش‌ از این‌ مرا برادری‌ بود در راه‌ خدا.

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2